تبليغاتX
||| اکسیر ایرجی Eksir Eiraji |||

||| اکسیر ایرجی Eksir Eiraji |||

::: EKSIR EIRAJI`S OFFICIAL WEBPAGE : LYRICIST & SONGWRITER :::
درد و دل با خدا
به نام اویی که هست 

این روزها خدا را بیشتر بو می کشم ، بوی خوشی دارد . . .

ترانه ایی جدید به یکی از هنرمندان داخل کشور واگذار کردم ، ترانه ایی که زمزمه های سکوت و وجود من در آن رنگ فریاد دارند و تنهایی ، زمزمه هایی که به رنگ نیایشند ، نیایشی به سادگی یک درد و دل با اویی که هست . . .

 

خدایی که اون بالایی ،  صِدام تا اونجاها میاد ؟

حرف تو سینه زیاد دارم ، دِلم یه همزبون میخواد

 

وقتی پُرم از بی کسی ، ارزشِ بودن ندارم

الان که باز فکر میکنم ، من حتی یه من ندارم . . .

 

اکسیر ایرجی - ۲۵ بهمن ماه ِ خدا ( ! )

+نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت21:44توسط Ek-Sir |
پرواز را به خاطر نسپار !
به اسم خدا .

پست قبلی ( جشن بودن - به مناسبت دوم بهمن ۱۳۸۷) به دلایلی کاملا مرموز حذف شد! شاید هیچ وقت توضیحی راجع به حذف این پست داده شود ! هنوز برخی سوال ها از جوابشان سوال ترند ، سخت ترند ، مرموزترند. تنها چیزی که در این جشن ( جشن بودن ) مطرح شد ،  یک اعتراف بود ، یک اعتراف از جنس بودن . . .

پرواز را به خاطر نسپار !

تن لخت شیشه ،  از سرما ترکید .

به پرواز بی فروغ احساسم می نگرم .

پرنده ی مُردنی مُرد ، پروازی هم در خاطرها نماند .

پرنده مُردنی ست ، پرواز مُردنی ست .

هوا همچنان سرد است . . . !

 اکسیر ایرجی - ۵ بهمن ۱۳۸۷ هجری شمسی 

+نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت20:23توسط Ek-Sir |