در این روزگار بد و هوای شهوت انگیز و پر از گناه ترانه بازان باید بیشتر مراقب بود ، باید بیشتر مراقب بود تا دامان پاک احساس به دست کسی یا چیزی آلوده نشده و نطفه ایی بد به نام ترانه به وجود نیاید، ترانه پاک است ، ترانه خوب است . . .
هرکسی یا هر چیزی لیاقت نزدیکی با احساس را ندارد و هر کلمه ایی لیاقت ترانه شدن را . ترانه شدن راحت است و ترانه بودن سخت . به زودی ترانه خواهم شد ، به زودی ترانه خواهم ماند . . .
من ترانه خواهم بود و تمامی فاصله ها را با تو ترانه خواهم کرد ، توایی که معنای خودِ ترانه ایی . . . شعر فاصله از مجموعه اشعار فرانوام می باشد که به زودی جهت انتشار ارائه خواهد شد :
فاصله
سهراب خواندم و هوای خود را نوشیدم ولی باز لحظه ام پی لحظه ایی دیگرنگذشت.
فاصله بین من و تو به سادگی ( حرف ساده ) ی مرد بی نقابی ست که فاصله را ترانه کرد.
فاصله بین من و تو به اندازه ی لمس ( صفر ، نه ، یک ، دو) ایست که قدرت جسارت را از من ربوده.
فاصله بین من و تو به اندازه ی ترسی ست که در صدای زنی غریبه وجود دارد و در سکوت پشت شماره ها فریاد می زند : مشترک مورد نظر در حال مکالمه میباشد ، لطفا ( هیچ وقت ) تماس بگیرید !
متحرک خواهم ساخت یک روز، سکون و سکوت لحظه های ثابت و تکراری را.
چند قاشق جسارت خواهم خورد و یک ( هیرو ) خواهم شد .
خواهم نوشید یک روز ، یک پیک از هوایت را به سلامتی حرف ساده ی مرد بی نقاب ترانه ها وصدای قشنگِ زن ِ تلفن چی . . . !
اکسیر ایرجی ـ ۴اسفند ماه سال ۱۳۸۷هجری شمسی


